خرید بک لینک
((گذشته بیدار ))شاعر و ترانه سرا نگار منوچهری شبی نیست در زندان فکر ها نیفتم در دام حرف های نیمه خورده و درد های تازه تر نیفتم نگاه کوچه تاریک، پر از رد پاهای غربیه هاست غربیه خودم بودم که این خانه اکنون بی صداست در تولد ماهی های قرمز عید در توازن رنگ های پائیزی در هر آن فصلی که چرخه تنهایی می رود بی رغیب در آن خواب های بلند و دنباله دار کسی از من نپرسید ؟ کسی همراه من نبود برای خاتمه قصه ام تمام قصه را مردانه و یک تنه خوانده ام تمام روز ها و ماه ها و سالها را که باغ در حسرت دیدار بهار و جوانه شکوفه ی گیلاس مرد در حسرت خنده دختر بچه ای که به گوشواره گیلاس خود می خندید در حسرت نگاهی ب

برچسب: تازه,ترین,ترانه,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهری, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

دل مسدود من

عشق بی سود تو

خنده ی بیشتر از کنایه

حرف تکراری هر روز من

خواب های دوباره سرد و ساده

مث اولین روز تولد

هنوزم همون آدم ساده

بی خیال از خنده های بچه گانه

بی خیال از نگفته های بی ترانه

بی خیال ای دل ساده

برچسب: خیالی,نگار,منوچهری,شاعر,ترانه,سرا, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

(فرصت تمام )/ شاعر و ترانه سرا نگار منوچهري شعر من از هواي تو پر است لبخند عاشقانه ي تو دريغ در آفتاب صبح تنهايي رفيق در آستانه لمس خاطرات اصيل واژه به واژه تولد خواهم داشت در روز هاي پر از استراب عشق در روز هاي پر از بي قراري دل بايد نوشت فرصت ماندم كم است اين سايه هاي وحشت زده به دنبال من از ترس نبودنم نعره مي زنند و در خواب هاي من اسب ها رم كرده اند افسوس كه هرگز تو را نفهميده ام افسوس كه هر گز اين شعر را آهسته در گوش تو نخوانده ام شايد غريبه بودهام در چشم تو با دلت اما چه آشنايي غريبيست من را اين ساعت هميشه حراست از لحظه ها مي رود به سوي يك جدايي انتها بايد سكوت را ريشه دواند وقتي

برچسب: فرصت,تمام,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهري, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

(نگاه پشت پنجره )/ شاعر و ترانه سرا نگار منوچهري

از پنجره بيرون را نگاه مي كنم

هيچ كس در انتظار ديدن اين پرده هاي كنار كشيده نيست

و در خيابان هيچ دلره اي براي قدم زدن آدمي تنها

تنها تير هاي برق در امتداد خط پر سپكتيوشان مي روند جلو

جلوتر از خطوط پاره ي يك رابطه

يك رابطه پيش از شروع عاشقانه اي ناتمام ماند .

برچسب: نگاه,پشت,پنجره,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهري, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

(آنچه مي ماند هيچ است )/ شاعر و ترانه سرا نگار منوچهري آنچه درخاطر دل مي گنجد عشق هاي بي سر انجام است خنده هاي سرد وآرام مانده جاي ،مهر هاي خيس ِگريه بي نشان از صاحب عشق در دوشان آدمي ،خسته دور در وجود خاكستري سرد پيچيده در گره مشت باد ِآواز خوان آنچه در دل مي گنجد نيش در هاي زبان است زخم هاي خون ريز است استخوان سوز خاطرات سرد بي روح از تلاش رقصان يك برگ در سقوط از زندگي تا مرگ آنچه مي بارد سكوت است ساعت پايان عمر بودن عشق لحظه ي تلخ تكرار نبايد هاي بسيار آنچه مي ماند حسرت حرف است حرف هاي ناگفته و زخم هاي بسيار آنچه مي ماند مرا هيچ هيچ ! هيچ مانده از تو برايم بسيار

برچسب: آنچه,ماند,هيچ,است,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهري, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

((گذشته بیدار )) شبی نیست در زندان فکر ها نیفتم در دام حرف های نیمه خورده و درد های تازه تر نیفتم نگاه کوچه تاریک، پر از رد پاهای غربیه هاست غربیه خودم بودم که این خانه اکنون بی صداست در تولد ماهی های قرمز عید در توازن رنگ های پائیزی در هر آن فصلی که چرخه تنهایی می رود بی رغیب در آن خواب های بلند و دنباله دار کسی از من نپرسید ؟ کسی همراه من نبود برای خاتمه قصه ام تمام قصه را مردانه و یک تنه خوانده ام تمام روز ها و ماه ها و سالها را که باغ در حسرت دیدار بهار و جوانه شکوفه ی گیلاس مرد در حسرت خنده دختر بچه ای که به گوشواره گیلاس خود می خندید در حسرت نگاهی بی ترحم عاشق کاش باغ می دانست

برچسب: اسیری,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهری, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

(رخت دل) دلم تنگ سال نو هم اومده نه شاد نه خرم دلی غم زده تو چشمای خیالم روز نو نو بود تمام عاشقی یک به علاوه دو بود من تنها یه سال دیگه تنها پیش روش مگه میشه تو این غربت شروع شه +++++++++++++++++++++++ (درک ) برای خنده ی تو می خندیدم تو عاشق می شدی من می فهمم هوای عشق تو رویا یی بود دلم همراز این مونس تنهایی بود برای لحظه هام قامت عشقت پر از حرف بی تابی بود تو رو داشت دنیا عالی بود تب عشقی که اوج عاشقی بود حریم حرف من تنها اسمت تو عاشق بودی و تو قلب من تنها عشقت ++++++++++++++++++++++++++++ (نفس ترانه) بخوون ترانه آخر باید نفس می زنه این واژه شاید تو دست سال امسالت خالی تو روگرفته روز گار

برچسب: سال,تازه,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهری, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

(حس تلخ ) چقدر سخت یک سال دیگه بی تو بود نفس گیر این عشق تو خیال سکوت نمی شه فهمید بی تو چقدر درد دارم از اون روزی که یه کوه حرف دارم کجایی این حرف ساده سخت شده یه ابراز عشق ساده مث درد شده یه سال دیگه بی گفتن حقیقت شروع شده ندیدی کنار خودت منو ، غرورم سرد شده از این فرصت مونده می گذره این سنگ دلت تو که باورت نیست بریده تموم ریشه از گِلت یه سال دیگه حسرت دوش به دوش من تو آغوش من باش شمع خاموش مال من +++++++++++++++++++++++++++ (حرف بریده ) از این حرف های بریده بریده از این خواب های ساده پریده از این سال که پر از ترس ازاین ترس بی اندازه درد من از تمام عشق محروم من از این که تو کنارم باش

برچسب: روز,تولد,بارا,شاعر,ترانه,سرا,نگار,منوچهری, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

سکوت را می شود شکست

دست به کلمات زد

حرفی را به زبان آورد

حتی حرفی را که از دل نیست

تنها می شود این دلتنگی را ترک داد

با یک حرف کوچک یک اتفاق بزرگ

سکوت را می شود شکست .

برچسب: دلتنگی,حرف, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

+نسل ترانه (وقت عاشقی ) نگو این عشق دیونه هیچ خونه نداره توی دلی جایی برای احساسش نداره نگو این ترانه سرد مث روزای گذشته که امیدش به باراون چشمای تو وصل ِ تن عشقش تو دل پیله ی، تنهایی شکسته وقتش پر بکشه از ترک یه بغض شیشه وقتش دنیا براش آغوش مهر باشه یه بار دیگه عشق تو، رویاش پیداشه وقتش واژه به فکر تعظیم ترانه باشه واسه یه حرف عاشقانه ،عاشقانه باشه نترسه دل از اینکه وابسته باشه بترسه از زندان زخمی که باهاشه وقتش ، وقتش ، وقتش عشق مث خود عشق باشه وقتش عشق برای گذشته مَرحم باشه وقتش عشق همسفر، صبح آینده باشه فال بد ،رد بشه عشق جاودانه باشه وقتش وقتش نگو این عشق دیونه هیچ

برچسب: نسل,ترانه,شاعر,نگار,منوچهری, نویسنده: کارن سلطانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:24

صفحه بندی