عشق بی سود تو
خنده ی بیشتر از کنایه
حرف تکراری هر روز من
خواب های دوباره سرد و ساده
مث اولین روز تولد
هنوزم همون آدم ساده
بی خیال از خنده های بچه گانه
بی خیال از نگفته های بی ترانه
بی خیال ای دل ساده
(نگاه پشت پنجره )/ شاعر و ترانه سرا نگار منوچهري
از پنجره بيرون را نگاه مي كنم
هيچ كس در انتظار ديدن اين پرده هاي كنار كشيده نيست
و در خيابان هيچ دلره اي براي قدم زدن آدمي تنها
تنها تير هاي برق در امتداد خط پر سپكتيوشان مي روند جلو
جلوتر از خطوط پاره ي يك رابطه
يك رابطه پيش از شروع عاشقانه اي ناتمام ماند .